تیر
۹
I am 5 years old!
دسته بندي Born-again, LUR, Lovely afternoon .. noon .. noon, anniversary | ۱۰ نظر
تیر
۸
Fuck Sierra Maestra, Viva Alborz
دسته بندي Che Guevara, محسن نامجو، چه گوارا، ایران، Sierra Maestra | ۷ نظر
خیلی رک و صریح باید بهتان بگویم خاک برسرتان شد و رفت.
قبل از انتخابات دوستان و عزیزانم تا بوق سگ با بنده به مذاکره و مناظره می نشستند که: قدم بعدی تو پس از رای ندادن چیست؟
جوابم هر چه بود مهم نیست اما جواب شما مهم بود، چقدر زِر زدید و خطبه ها خواندید که موسوی بیاید این طور و آن طور!!!!می آید و تو میبینی… مگر مملکت بی صاحاب است .. مگر ما مردیم که رای از قبل شمرده شده باشد.
امروز قدم بعدی خودم را دیدم قدم بعدی شما را هم دیدم و کلی خندیدم و از خنده گِریدم.
امروزقدم بعدی تان را دیدم.
دیدم که آقایانی که یا حسین گویان پیشرو نهضت سبز بودند در دفاترشان سنگر گرفته اند و صامت به خدمت دولت ادامه می دهند… بله آقا با شما هستم که به از من نباشد همچون بز ترسیدی و بسان سیب زمینی و بسا پست تر از ان امروز کیلیک کیلیک شاتر میزدی برای دولتی که نه من بلکه خودت انرا دولت سیب زمینی خواندی.. هم قطارانت در بهارستان کتک خوردند و تو در دفتر روزنامه چت می کردی و چای می خوردی!
حیف از رئیس جمهور شما نبود که سی یِرا ماسترا برایش بخوانید؟ خواهر تهی مغز ما هم نوشته :”لذت بردم..اشکم درآمد” بهتر بود می نشست و گریه میکرد و زجه می زد و خاک بر سر می کرد با این سروده ننگ آور محسن خان نامجو! سی یِرا ماسترا را شنید و بقیه اش را ندید زیرا اگر ادامه داده بود در جای خود شاشیده بود.
اینجا ایران است هموطن! لطف کن ایران من را با مقایسه البرز و سی یِرا ماسترا به گند نکش.
باتیستا رفت اما اورا آشغال هایی مثل چه گوارا و فیدل کاسترو بیرون نکردند.
بلکه کوبایی ها آنهم از نژاد اصیل با تلاشی قابل تقدیر او را راندند درست است که زنده نماندند و کوبا رنگ آزادی را ندید.
آنجا را همین چه ها غارت کردند و خوردند و بردند و کشتند. آیا رئیس جمهور ما هم قرار است بکشد؟ قرار است غارت کند؟ یا قول و قرارهایی برای آزادی بیان و حقوق بشر داده است؟ اگر این طور نیست پس خاک بر سرتان شد… فقط باعث شدید ده ها تن از همشهریان من بمیرند همانطور که چه خواسته بود.
نه تاریخ خوانده اید نه از تجربه دیگران استفاده کردید و اکنون هم فقط گشاد گشاد راه میروید.

هر شعر و وری به گوشتان زمزمه کنند ادامه می دهید و حتی نمی دانید او که بود و چه کرد.
به شما گفتم موسوی و سید پید نمی شناسم اگر سید قرار بود معجزه ای بکند که خودم می کردم.. من از او سیدترم.
خاک بر سرتان اگر روزی مرا برتر بدانید که من سیدم و خاک بر سر من اگر روزی برای بدست آوردن منافعم بگویم من سیدم و خدا من را بر تو برتری داده است. خاک بر سر آن خدا که اینقدر پست باشد و حقیر و خدا را شکر برای خدای خودم که زنده است و انسان ها را به نسبت ایمان شان عادل می شمرد و رفیع می گرداند و کاش تو که مچ بند سبز بستی و کارناوال سبز و زرد و جشن رنگ براه انداختی می دانستی ایمان یعنی چه؟
محسن نامجو و این موزیک کثیف اش را تحریم و از او می خواهیم برای عذرخواهی از ایران زمین و ایرانیان با ارزش های انسان دوستانه آهنگ دیگری بخواند تا دنیا بداند ایران نه با شیلی و کوبا و رئیس جمهور مردم ما نه با چه گوارا و نه باهیچ آشغال کله خون آشام دیگری قابل قیاس نبوده و نخواهد بود زیرا در غیر این صورت رئیس جمهور ایران نخواهد بود.
زنده باد ایران با البرزی ها و زاگرسی هایش
زنده باد ایران آزاد آزاد آزاد
زنده باد ایرانی اگر فقط ده دقیقه فکر کند
تیر
۵
جمعه
دسته بندي Balons, Iran Rally, amir sadeghi, friday | ۹ نظر
جمبه
جمبه
بادکنک ها در هوا
جمبه
جمبه
جمبه
یک بادکنک در هوا
دیدی
ندیدی
این روزها همه بادکنک هوا میکنن
مواظب باش خودت را هوا نکنی
دوباره یکیمون گم شده
جمبه
جمبه
جمبه
امیر گم شده
امیر گم شده
…کشا ورزش کنید
…کشا ما رو ول کنید
می مردی به من خبر ندی!
جفت یک
تیر
۵
پنج شنبه
دسته بندي michael Jakson, neda. joojoo. uninhibited kiss | ۳ نظر
در ادامه کار سوزآور بانوی نسبتا” پنجاه ساله خبر دیگری به دستم رسید که مانند سریال های جام جمی مدتی به گوشی خیره شده و گفتم : کار کار انگلیس هاست.
مایکل جکسون پنجاه ساله مرد! قصد خودکشی داشت یا نداشت! در حیاط منزل شخصی، در بیمارستان محل، با استادش قدم میزد یا با پدرش! پزشک معالجش با وی بود یا بعدا” رسید … خلاصه نشد که به دادش برسند و شهید شد.
در پی کشتن دختر جوانی بنام ندا توسط آمریکا، برادران ما نیز در پی انتقام این اسطوره پاپ را از پای درآوردند.
تا عبرتی باشد برای کسانی که هنوز موشک جواب موشک را تجربه نکرده اند.
اینه! خواهر مارو می کشین اجانب مزدور مفت خور اجیر شده اوباما یا باشما!
… به ترکه می گن با “کشاورز” جمله بساز میگه
…س کشاورزش کنید
…س کشا ورزش کنید
…س کشا فیلتر کنید
…س کشا فیلتر کنید
تیر
۵
چهارشنبه
دسته بندي baharestan, parliment, tuesday | ۲ نظر
این یعنی عدم رعایت قوانین
باید سیاه باشی
تا روسری ات پرچم ژاپن نشود
و این بی بی سی نتواند سوراستفاده کند
بیبی زبیده ها منتظر وقت نشستند تا کسی قرمز شود
بپرند جِلو و دِ بگیر فیلم
آقای اتوبوسران
من و یارِغارم رو ببخشید که یادمان رفت
شیشه های ایستک مان را برداریم
این روزها هزارجور لات بازی درآوردیم
بیشتر تشویق شدیم
سرکوفت را آزادیخواهان خوردند
It means disobey of the rules
I’ve learnt more rules to day
You should be black
So thy scarf wont be the Flag of Japan
And the BBC unable to abuse it
As you know
All Bibi Zobeydeh fishes are waiting
Someone in red Come up
for making a hot news
Dear Bus driver,
Please Excuse my friend and I
that we forgot to take our bottles!
These days we did anything shameful in the street
But We encourage more by Police
Just liberals were repressed.
تیر
۴
سه شنبه
دسته بندي bilingual post | ۱ نظر
…
چه بهتر ما وام نگرفته باشیم
چه زیباتر موزیک کانتری
چه باحال که چهارچرخ قراضه
حرکت به سوی مزرعه کادیلاک
چه بهتر هر چی قدیمی تر
…
Not better than us who didn’t take the loan
What more beautiful listening country music
What a cool antic vehicle we ride
Move toward Cadillac farm
What is better than what any old we have!
تیر
۱
دوشنبه
دسته بندي دوشنبه، اول تیر | نظر بدهيد
دوشنبه …….
دوشنبه …….
اول تابستونه
دوشنبه …….
دوشنبه …….
دوشنبه …….
گاز بازی کردیم
گاز نگرفتیم … هول نکن
گاز ول کردن
ما هم گازشو گرفتیم
این هم یه نوع گاز بازیه
این روزها همه در خیابان سیگار می کشند!
شما چطور؟
خرداد
۳۱
یکشنبه
دسته بندي یکشنبه، تهران، بغض فروخورده، رابُر کرمان | ۲ نظر
همدرد، لبریز از بغض فروخورده
بابایی گفت ساکت باشید
آرام ترعزیزان من
مهمان غریبه داریم
از علی آباد سفلی تا رابُر اولی
مودب، با عزم جزم و کمی حساس
به پروانه ها گفتم از دم گوششان دور شوند…
زیرا آنقدر سمیع اند،
که صدای پرهایشان را خواهند شنید.
پسر کل اصغر مرده شور !
یادت هست که پی کار می گشت؟
دیدمش جزو میهمانان…
سر چهاراه سوم بعد از میدان
آنچنان خرکیف شده بود
از لباس های تازه اش،
از اسباب بازی هایی که بابایی براش خریده بود
که مارشال دوگل اینچنین باغرور و سکنات نایستاده بود.
سلامی از ادب و لبخندی از روی مهمان نوازی کردیم
کلاه برایش بزرگ بود!
نه چشم اش دید و نه گوشش شنید.
پسر کل اصغر و لیلا مرده شور
یه پارچه آقا شده بود.
…..
سازمان ملل
خانه هنرمندان..
زود گذشت
خرداد
۳۰
شنبه
دسته بندي دستهبندی نشده | ۲ نظر
مثل خر وا رفتم
مثل بز فرار کردم
وقتی تو رو کتک می زدند
فرار کردم
چشم هامو سوزوندن .. این حق من بود
حق بزدل اینه که برای نجات چشماش
در فرعی سیگار بکشه
وقتی تو فریاد می زدی
فردا بهت چی بگم
منِ فراری
من یار سیب زمینیِ تو بودم
منو ببخش
الان تو خونه نشستم
همه خوشحال که
من هستم
من؟
خاک پیراهن تو هم نیستم
خرداد
۲۹
از تفکر
از خفگی
از صدای باد
از طوفان
در پناهگاهم
بخواب میروم
اگر آژیر نزنند
من
بیدار نخواهم شد


