مرداد
۳۱
He is the Man "Homan"
دسته بندي دستهبندی نشده | ۵ نظر
دویدن تو جاده سلامتی
زیر بارون
و سیب زمینی سرخ کرده
البته هر کدوم اینها به تنهایی خیلی جالب هستند
اما وقتی که با هم جمع میشن خیلی لذت بخش تر هستند
وقتی که میگی چیزی نداری بنویسی یعنی خیلی حرفها داری ولی نمیدونی از کجا باید شروع کنی
دنبال کسی میگردی که بهت خط بده و چه کسی بهتر از “هومن”
تصمیم گرفتم به ترتیب همشون رو بنویسم
…………………………………….
خواستن چیزی از کسی خیلی سخته اونم سر جوابش فقط
چون ما ایرانی ها نه عادت داریم “نه” بگیم و نه دوست داریم “نه” بشنویم
این هم یکی از بلایای طبیعی و غیر طبیعی هست که به سر ما آمد و جا خوش کرد
“نه” شنیدن برای ایرانیها به منزله آخر دنیاست
جمله چه کنم بعد از شنیدن “نه” اولین چیزی هست که به زبون میاد
“نه” گفتن سخت ترین کار دنیاست
گفتنش ممکنه باعث از دست دادن بشه
این خصلت ذاتی ایرانی هاست
حتی اگر داخل ایران زندگی نکرده باشند
فروشندگان ایرانی و مشتریان ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیستند
خلاصه در ایران آزاد کسی دست رد به کسی نمیزنه
کلماتی مثل انشاء الله یا بگذارید ببینم چی میشه …و غیره جای “نه” ساده رو گرفته
هومن یکی از کسانی هست که این خصلت رو نداره
شاید هم زندگی در اروپا از سن پایین این موهبت رو بهش داده که در این زمینه هیچ استعدادی نداشته باشه
و عجیب تر اینه که این حس رو مستقیما” به طرف مقابل میده و شما میتونین خیلی راحت باشید میتونین در فکر هیچ رلی نباشید جز اینکه خودتون باشید و مثلا” هنوز نیم ساعت از آشنایی تون نگذشته …بعد از یک پیاده روی تند زیر بارون بهش بگید که من الان سیب زمینی سرخ کرده میخوام چون مطمئن هستی که اون تو رودرباسی نمیمونه و اگر نخواد میگه “نه” و تو هم از این “نه” ناراحت نمیشی
میتونی راحت ازش بخواهی که امروز ببینیش و کلی فکر نکنی که اون الان چی فکر میکنه…در چه موقعیتیه …آیا میتونه حرف بزنه؟ آیا میتونه بیاد؟ اگه بگه “نه” چی؟
نکنه جواب نده …پیغام بدم ضایع نشم؟ آیا به کسی تعهدی داره ؟
نه! هومن کاملا” شفافه و از بودن در نور زیاد نمیترسه!
وقتی هم که میگه “نه” قند توی دل آدم آب میشه چون صدای لبخندش رو همیشه از اونور میشنوی…این “نه” یک “نه” واقعیه
قصدی برای پیچوندن در اون نیست! و اصولا” اینقدر متفاوت هست که نیازی به اینجور بامبول ها نداشته باشه!
“هومن” رو خیلی دوست دارم نه به عنوان برادر نه به عنوان دوست یا دوست پسر و نه به عنوان هر چیزی که تو این دنیا اسمش هست هومن…به عنوان موجودی که تا حالا اینجوریش رو ندیدم
یکی از عجیب ترین مخلوقات خدا در ایران
زیر بارون
و سیب زمینی سرخ کرده
البته هر کدوم اینها به تنهایی خیلی جالب هستند
اما وقتی که با هم جمع میشن خیلی لذت بخش تر هستند
وقتی که میگی چیزی نداری بنویسی یعنی خیلی حرفها داری ولی نمیدونی از کجا باید شروع کنی
دنبال کسی میگردی که بهت خط بده و چه کسی بهتر از “هومن”
تصمیم گرفتم به ترتیب همشون رو بنویسم
…………………………………….
خواستن چیزی از کسی خیلی سخته اونم سر جوابش فقط
چون ما ایرانی ها نه عادت داریم “نه” بگیم و نه دوست داریم “نه” بشنویم
این هم یکی از بلایای طبیعی و غیر طبیعی هست که به سر ما آمد و جا خوش کرد
“نه” شنیدن برای ایرانیها به منزله آخر دنیاست
جمله چه کنم بعد از شنیدن “نه” اولین چیزی هست که به زبون میاد
“نه” گفتن سخت ترین کار دنیاست
گفتنش ممکنه باعث از دست دادن بشه
این خصلت ذاتی ایرانی هاست
حتی اگر داخل ایران زندگی نکرده باشند
فروشندگان ایرانی و مشتریان ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیستند
خلاصه در ایران آزاد کسی دست رد به کسی نمیزنه
کلماتی مثل انشاء الله یا بگذارید ببینم چی میشه …و غیره جای “نه” ساده رو گرفته
هومن یکی از کسانی هست که این خصلت رو نداره
شاید هم زندگی در اروپا از سن پایین این موهبت رو بهش داده که در این زمینه هیچ استعدادی نداشته باشه
و عجیب تر اینه که این حس رو مستقیما” به طرف مقابل میده و شما میتونین خیلی راحت باشید میتونین در فکر هیچ رلی نباشید جز اینکه خودتون باشید و مثلا” هنوز نیم ساعت از آشنایی تون نگذشته …بعد از یک پیاده روی تند زیر بارون بهش بگید که من الان سیب زمینی سرخ کرده میخوام چون مطمئن هستی که اون تو رودرباسی نمیمونه و اگر نخواد میگه “نه” و تو هم از این “نه” ناراحت نمیشی
میتونی راحت ازش بخواهی که امروز ببینیش و کلی فکر نکنی که اون الان چی فکر میکنه…در چه موقعیتیه …آیا میتونه حرف بزنه؟ آیا میتونه بیاد؟ اگه بگه “نه” چی؟
نکنه جواب نده …پیغام بدم ضایع نشم؟ آیا به کسی تعهدی داره ؟
نه! هومن کاملا” شفافه و از بودن در نور زیاد نمیترسه!
وقتی هم که میگه “نه” قند توی دل آدم آب میشه چون صدای لبخندش رو همیشه از اونور میشنوی…این “نه” یک “نه” واقعیه
قصدی برای پیچوندن در اون نیست! و اصولا” اینقدر متفاوت هست که نیازی به اینجور بامبول ها نداشته باشه!
“هومن” رو خیلی دوست دارم نه به عنوان برادر نه به عنوان دوست یا دوست پسر و نه به عنوان هر چیزی که تو این دنیا اسمش هست هومن…به عنوان موجودی که تا حالا اینجوریش رو ندیدم
یکی از عجیب ترین مخلوقات خدا در ایران
مرداد
۱۱
میخواهم اینجا باشم ، اینجا نورش کافیست
نه آنقدر کم که نبینم چشمهای تو بسته است
میخواهم اینجا باشم ، زیر این نور، جایی همین اندازه گرم
با همین شتاب که گذشت، بر میگردم
هیچکس جلودار من نیست ،می دانم به کجا میروم
می خواهم اینجا باشم ،جایی که زمان به آنجا دستبرد نمی زند
جایی به اندازه عروسک چشم بسته که تمنای تداوم دارد
در تنهایی اش چیزی است مانند یک صدای گنگ
میروم ،نه آنقدر دیر که کسی نتواند دلداریم دهد
اینجا بود، زیر همین نور، به همین آرامی ، هر چه در جیب داشتم بیرون ریختم
چیزی جز چهره های دروغین و عقاید پژمرده ام نبود
تمام وجودت زیر این نور مرا میبخشید
هیچ جایی عشق را به این بلندی نمی برد، میخواهم اینجا باشم
Photography by M.Sahafzadeh
Dubai.Gardens.129